ماجرای شب بیست وسه ماه رمضان-حاج آقامجتبی(ره)

شب بیست وسه ماه رمضان امسال مسجد جامع بازار عجیب بود.http://www.up.persianv.com/images2/mqkvry792uywnsekc1vm.jpg صدای این قسمت مراسم در هیچ سایتی منتشر نشد. حتی سایت دفتر حاج آقا. یکی از دوستانی که صدای مراسم را ضبط کرده بودند آن رامنتشر کردند که در فیلم زیر می بینید.حاج آقا مجتبی فرموده اند: «من نوحه خوانی بلد نیستم ولی امشب مرجعیت به کنار ،اجتهاد به کنار ، فقاهت به کنار ، عرفان به کنار ، اخلاق به کنار - می خوام امشب نوحه بخوانم. سه تا جمله می خوانم . زبان حال علی(ع) . خواننده پدر برای همسرش که مادر . این پدر روضه بخواند برای پسر یعنی امام زمان صلوات الله علیه . آقا جان تشریف بیارید در آستانه مجلس ما. می خواهم برات روضه بخوانم. زبان حال علی(ع) است . رو می کند به حضرت زهرا (س) : در وسط کوچه تو را می زدند کاش به جای تو مرا می زدند چرا شده گوشه ی چشمت کبود؟ بگو به من مگر علی(ع)...، وای من و وای من و وای من، میخ در و ...،» در همین جمله آخر بود که مجلس دگرگون شد. همیشه شب های قدر مسجد جامع بازار متفاوت بود ولی شب 23 امسال خیلی عجیب بود. حتما حتما فیلم را ببینید. جهت شادی روح ملکوتی حاج آقا مجتبی فاتحه ای قرائت بفرمایید.*

دانلود با حجم 2.94 مگابایت

http://www.imgiran.com/images/thv0dh2gk703yr3vfiz2.png

/ 3 نظر / 3 بازدید
meysam

سلام. وای چه شوری داشت حاج اقا وافعا عجیاب مجلسی بوده از شورو شوق مردممعلومه چی بوده. ابجی دمت گرم واقعا خیای غالی بود. اللهم صل علی محمد ال محمد و عجل فرجهم...

meysam

هزار و صد و هفتاد و سه سال است که مهدی(عج) “امام” شده است، و منتظر است که منتظرانش “به خود بیایند” تا او بیاید… .: عید تاجگذاری زیباترین، عادلترین، مهربانترین و تنهاترین شاه عالم مبارک باد :.

sena

میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد ----------------------------------------------------------------------- از وب منم سر بزنید .............اپم...[گل][گل]