لوگو رحیم پور ازغدی

WebYar






ايـــــن آخريـــــا
لینک رفقا
پلاک 110 {بازدید}
کانال ترک گناه و خودسازی در تلگراماینستاگرام خودسازی

دخترک 8 ساله بود، اهل کرمان. موقع بازی در کوچه بود که با اتومبیلی تصادف کرد. ضربه آنقدر شدید بود که به حالت کما و اغما رفت. حال زهرا هر روز بدتر از روز قبل می شد. مادرش دیگر نا امید شده بود.  دکترها هم جوابش کرده بودند.

دکتر معالجش -دکتر سعیدی، رزیدنت مغز و اعصاب-  می گوید: زهرا وقتی به بیمارستان اعزام شد ضربه شدیدی به مغزش وارد شده بود. برای همین هم نمی توانستیم هیچگونه عملی روی او انجام دهیم. احتمال خوب شدنش خیلی ضعیف بود.در بخش مراقبتهای ویژه، پیرزنی چند هفته ای است که بر بالین نوه اش با نومیدی دست به دعا برداشته است.

این ایام مصادف بود با سفر رهبر انقلاب به استان کرمان. ولی حیف که زهرا با مادربزرگش نمی توانستند به استقبال و زیارت آقا بروند. اگر این اتفاق نمی افتاد، حتماً زهرا و مادر بزرگش هم به دیدار آقا می رفتند، اما حیف ....

خود مادر بزرگ ماجرا را اینطور تعریف می کند: وقتی آقا آمدند کرمان، خیلی دلم می خواست نزد ایشان بروم و بگویم: آقاجان! یک حبه قند یا ... را بدهید تا به دختر بیمارم بدهم، شاید نور ولایت، معجزه ای کند و فرزندم چشمانش را باز کند.

مثل کسی که منتظر است دکتری از دیار دیگری بیاید و نسخه شفا بخشی بپیچد همه اش می گفتم: خدایا! چرا این سعادت را ندارم که از دست رهبر انقلاب، سید بزرگوار چیزی را دریافت کنم که شفای بیمارم را در پی داشته باشد. مادربزرگ ادامه می دهد: آن شب ساعت11 بود. نزدیک درب اورژانس که رسیدم، مامور بیمارستان گفت: رهبر تشریف آورده اند اینجا. گفتم: فکر نمی کنم، اگر خبری بود سر و صدایی، استقبالی یا عکس العملی انجام می شد؛ اما ناگهان به دلم افتاد، نکند که راست بگوید. به طرف اورژانس دویدم، نه پرواز کردم. وقتی رسیدم، دیدم راست است. آقا اینجاست. و من در یک قدمی آقا هستم. با گریه به افرادی که اطراف آقا بودند گفتم: می خواهم آقا را ببینم. گفتند: صبر کن، وقتی آقا از این اتاق بیرون آمدند، می توانی آقا را ببینی. وقتی رهبر بیرون آمدند، جلو رفتم. از هیجان می لرزیدم. اشک جلوی دیدگانم را گرفته بود و قدرت حرف زدن نداشتم. عاقبت زبان در دهانم چرخید و گفتم: آقا! دختر هشت ساله ام تصادف کرده و در کما است. نامش زهرا است. ترا به جان مادرت زهرا(س) یک چیزی به عنوان تبرک بدهید که به بچه ام بدهم تا شفا پیدا کند. آقا بدون تأمل چفیه اش را از شانه برداشت و توی دستهای لرزان من گذاشت. داشتم بال در می آوردم. سراسیمه برگشتم و بدون هیچ درنگ و صحبتی فوراً چفیه متبرک آقا را روی چشمان و دست و صورت زهرا مالیدم و ناگهان دیدم زهرا یکی از چشمانش را باز کرد. حال عجیبی داشتم. روحم در پرواز بود و جسمم در تلاش برای بهبودی فرزندم که تا دقایقی پیش، از سلامت وی قطع امید کرده بودیم. ساعت 2 بعد از ظهر آن روز، زهرا هر دو چشمش را کاملاً باز کرد و روز بعد هم به بخش منتقل شد و فردایش هم مرخص گردید.

زهرای کوچک حالا یک یاد گاری دارد که خود می گوید: آن را با هیچ چیز عوض نمی کنم. او می گوید: این چفیه مال خودم است. آقا به من داده، خودم از روی حرم حضرت علی(ع) برداشتم . مادر بزرگ نیز می گوید: از آن روز تاکنون فقط یک آرزو دارم. آن هم این است که با زهرا به زیارت آقا بروم.

تخلیص از نشریه داخلی لشکر 41 ثارالله

 



[ ۱۳٩۱/٥/٧ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]
.: Changes of Weblog Themes By TATI :.
درباره وب

سلام خوش اومدین لطفاً اگه لینک دانلودی خراب بود در قسمت نظرات همون پست اعلام کنید تا اگه امکانش بود تصحیح بشه**
یا زهرا(س)
ـــــــــــــ
درباره من
موضوعات وب
خبرنامـه
مطلع شدن از آخرين بروزساني وب
امکانات وب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت

˙·٠●❤جــــوان عــــاشـق❤●٠·˙




آرشيو مطالب
رمان
شیعه در منابع اهل سنت
پیامبر اکرم فرمود:خلفاء بعد از من، 12 نفر هستند و همه‌شان از قریش هستند(1).

هر كس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلي مرده است(2)



پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله فرمود: امت من بر 73 گروه تقسیم می گردند: یك گروه آن در بهشت و 72 فرقه در دوزخ قرار خواهند گرفت.(3)


پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ هنگامي كه از حجه الوداع بر مي گشت در محلّي به نام غديرخم فرود آمدند و پس از حمد و ثناي خدا فرمود: «اي مردم نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و من در بين شما چيزي را مي گذارم كه بعد از آن گمراه نشويد كتاب خدا و سپس ايستاد و دست علي را گرفت و فرمود: اي مردم چه كسي اولي به شما از خودتان است؟ گفتند خداوند و رسولش بهتر مي داند. فرمود آيا من اولاي به شما از خودتان نيستم؟ گفتند چرا. فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه. پس هر كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست» (4)

1-صحیح بخاری جلد 8، صفحه 127، حدیث 7223 و صحیح مسلم، جلد 6، صفحه 3، حدیث 4598
2-اين حديث به عبارات گوناگون نزديك به 18 متن از علماي شيعه و سني كه همه از نظر مفهوم نزديكند نقل شده و علماي اهل سنت آن را متواتر ذكر كرده اند و ناقلان از اهل تسنن فقط 70 مورد مي باشد كه به عنوان نمونه بعضي نقل مي شود، 1ـ مسند ابو داوود، سليمان بن داوود (طيالسي)، م 204. 2ـ نقض العثمانيه نيز از اسكافي ص 11 و 12 و به نقل ازابن ابي الحديد، ج 13، ص 242. 3ـ مسند احمد بن حنبل، م 241، ج 2، ص 83 و 154 و ص 111، از ابن عمر و ص 296 از ابوهريره.
3- سنن ابی داود ج3 ص 198, مسند احمد, ج3, صص 145؛ سنن ابن ماجه, ج2, ص 364؛ مستدرك حاكم, ج1, ص 128؛ جامع الصغیر, ج1, ص 184, در المنثور, ج2, ص 284؛ صحیح ترمذی, ج5, ص 26, كتاب الإیمان

4- المستدرک علی الصحیحین، 3:118 و تمیمی بستی، محمد بن حبان، صحیح ابن حبان، 15:376، بیروت، موسسه الرساله، 1414 ق، و حنبلی مقدسی، محمد بن عبد الواحد، الأحادیث المختاره 2:105 و 106، مکه مکرمه، مکتبه النهضة الحدیثه، 1410 ق

با کلیک بر روی 1+ به "مذهبي دانلود" امتياز بدهيد