لوگو رحیم پور ازغدی

WebYar






ايـــــن آخريـــــا
لینک رفقا
پلاک 110 {بازدید}
کانال ترک گناه و خودسازی در تلگراماینستاگرام خودسازی

نرم افزار ” امام حسن مجتبی علیه السلام (حق الحقیق) ” که حاوی اطلاعاتی ارزشمند در خصوص زندگینامه ، اخلاق و فضائل ، سخنان ، داستان ها ، حکایات و … حضرت امام حسن (ع) می باشد ، با هدف فراهم کردن بستری مناسب جهت سهولت دسترسی و بهره مندی عاشقان آن حضرت از سیره و دستورات ایشان بوده که امید است مورد توجه مریدان و محبان کریم اهل بیت (ع) واقع گردد. تلاش تولید کننده بوده است تا این گنجینه گرانبها همزمان با ولادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام که در روز ۱۵ ماه مبارک رمضان می باشد ، عرضه شده و در اختیار عموم قرار گیرد.http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d7/Android_robot.svg/100px-Android_robot.svg.png

امکانات و بخش های نرم افزار :
زیارت نامه امام حسن مجتبی علیه السلام (با ترجمه فارسی و همراه با صوت و قرائت)
شناسنامه امام حسن مجتبی (ع)
امام حسن (ع) قبل از امامت
امام حسن (ع) پس از امامت
صلح امام حسن (ع)
واپسین روزهای عمر امام حسن (ع)
واپسین روزهای عمر امام حسن (ع)
اخلاق و فضائل امام حسن (ع)
سخنان امام حسن (ع)
امام حسن (ع) از نگاه دیگران
امام حسن (ع) در آینه ادب و هنر
امام حسن (ع) در آینه کتب و رسانه
قصه های کوتاه از امام حسن (ع)
دریافت مطالب از سایت حق الحقیق (جهت به روز رسانی مطالب مرتبط با حضرت) (از طریق اینترنت)http://up.pfnj.ir/images/jbd7uj5byo6xfsvwarht.gif



[ ۱۳٩۱/٦/۳٠ ] [ ٩:٥۸ ‎ق.ظ ] [ تاتی ]

ترانه «تحریم» به خوانندگی «حامد زمانی» و در پاسخ به گزافه‌گویی‌های بیگانگان توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر شده است.

شعر و ملودی این اثر را حامد زمانی تهیه کرده و تنظیم آن بر عهده «امید رهبران» است و میکس و مسترینگ آن توسط «شاهین منصوری» (استدیو آوا) صورت گرفته است.

قطعه تحریم واکنشی بود در قالب موسیقی به گزافه‌گویی‌های دشمن و نیز در جهت حمایت از حق ملت ایران و گوشزد کردن این نکته که هدف ملت حزب‌الله جز سیر الی الله نبوده و جز از او مزد نمی‌گیریم و تمام رنگ و لعاب‌های دنیوی را برای نیل به مقصودمان زیر پا خواهیم گذاشت.

دانلود آهنگ با حجم 3.07 مگابایت

http://www.thevenusproject.com/downloads/paradise-or-oblivion/download.png

دانلود کلیپ تصویری این ترانه با حجم 5.84 مگابایت

با فرمت mp4

http://www.thevenusproject.com/downloads/paradise-or-oblivion/download.png



[ ۱۳٩۱/٦/٢۸ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

 

اما در میان گلزار بهشت علی دزفول، تنها یک قبر وجود دارد که بی نام، ساده و همسطح زمین است و آن مزار عارف وارسته فرمانده شهید بهمن ـ محمد جواد ـ دُرولی است.

شهید بهمن درولی

بهمن دُرولی همان دانشجوی ـ دانشگاه علم و صنعت ـ شهیدی است که وصیت کرد:

قبرم را ساده و هم سطح زمین درست کنید و با اندکی سیمان روی آن را بپوشانید و فقط با انگشت روی آن بنویسد: «پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی»

تبیان

شهید بهمن درولی


[ ۱۳٩۱/٦/٢۸ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ] [ تاتی ]

خدا چرا بعضی موقع ها فکر میکنم هر چی بیشتر صدات میزنم بیشتر ازت دور میشم تو که دستگیری، از کرمت به دوره فقط دستهایی رو بگیری که به سمتت میان پس اون دستهایی که تو دست یکی دیگه هستن چی مگه خدای اونا نیستی؟
این جمله رو میگم و یه نفس عمیق میکشم دوباره از اول نگاه میکنم اما این بار نه از نگاه خودم
و ایندفعه خدا جوابم رو به دلم میندازه خدا میگه : خودتو بشناس تا من رو بشناسی یعنی  تا خودت نخوای خدا دستت رو بگیره حتی اگه اصرار خدارو ببینی دستاشو ول میکنی چون دلت باهاش نیس



[ ۱۳٩۱/٦/٢۳ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

از علامه جعفری می‌پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی؟!

ایشان در جواب خاطره‌ای از دوران طلبگی تعریف می‌کنن و اظهار می‌کنند که هر چه دارند از کراماتی است که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده:

 «ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم که، در جشن‌ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم، و ایام سوگواری را هم، سوگواری می‌گرفتیم، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می‌خواندیم و یک شربتی می‌خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می‌دادیم. یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی، که نجف آبادی بود، معدن ذوق بود. او که، می‌آمد من به الکفایه، قطعا به وجود می‌آمد جلسه دست او قرار می‌گرفت.

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد) که ما خرما پزان می‌گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می‌شد. آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه‌های بوجود آمده بود که، عربهای بومی را اذیت می‌کرد ما ایرانی‌ها هم که، اصلا خواب و استراحت نداشتیم. آنسال آنقدر گرما زیاد بود که، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود. تقریبا هم مخروبه بود. من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می‌کردم و می‌خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود. گرما واقعا کشنده بود، وقتی می‌خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می‌دارم، در اقل وقت و سریع!

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما، تلفات هم گرفته بود، ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که، کتابی هم نوشته بنام «شناسنامه خر» آمد. مدیر مدرسه‌مان، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود، به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی‌گذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد. عکس یک دختر بود که، زیرش نوشته بود «اجمل بنات عصر‌ها» «زیبا‌ترین دختر روزگار» گفت: آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می‌کنم. اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از‌‌ همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید. با کمال خوشرویی و بدون غصه، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید. کدام را انتخاب می‌کنید. سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی.

گفت آقایان واقعیت را بگویید. جا نماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت: سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی‌ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می‌افتاد. نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده‌اند «یا حارث حمدانی من یمت یرنی» (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می‌کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می‌کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی گفت: والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار).

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی‌توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی‌دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه‌ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت: این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم‌‌ همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی‌دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی‌خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می‌خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل (مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت: آقا دیگر از این شوخی‌ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».



[ ۱۳٩۱/٦/٢۱ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ تاتی ]

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/2/26/Rasul-tork.jpg

زندگینامه

در روز پنجم اسفند سال 1284 هجری شمسی در محله خیابان که یکی از محله های قدیمی شهر تبریز میباشد کودکی چشم به جهان گشود که نامش را رسول گذاشتند و بعدها نام این محله (خیابان) و اسم شهری که آن متولد شده بود به عنوان قسمتی از اسم و فامیلی آن مولود بر روی سنگ قبرش حک گردید یعنی با نام حاج رسول دادخواه خیابانی تبریزی.
نام پدرش مشهدی جعفر بود و مادرش نیز آسیه خانم نام داشت.
آسیه خانم زنی بسیار مظلوم و آرام بود و آنطوری که دخترش (ربابه خانم) تعریف میکرد او یکی از زنهای پاکدامنی بوده است که در جلسه های روضه امام حسین (ع) بسیار گریان میشد و زیاد اشک میریخت.

بازیهای روزگار کم کم رسول را در سنین جوانی به راههای خلاف کشانید به خصوص بعد از سنین بیست و چهار پنج سالگی که او مجبور شد شهر و دیارش تبریز را رها کند و به تهران بیاید.

 

ماجرای توبه رسول

در محرم  آن سال  در یکی از این شبهای دهه اول محرم  رسول ترک به سوی هیئت و جلسه روضه ای میرفت که مسئولین و بعضی از شرکت کننده های در آن هیئت از اینکه رسول ترک به هیئت و جلسه آنها میآمد بسیار ناراحت و ناخشنود بودند.

در این چند شبی که از محرم گذشته بود رسول ترک هر شب در آن هیئت حاضر شده بود. او در این چند شب به همه نشان داده بود که نمیتواند مانند بسیاری از شرکت کنندگان و عزاداران در گوشهای از مجلس آرام و ساکت بنشیند.
او  فکر میکرد میتواند در آن جلسات هر کاری که هر یک از اعضای هیئت میکند او نیز انجام دهد. او حتی بدش نمیآمد تا در نظم و ترتیب بخشیدن به مراسم عزاداری نیز دخالت کند.
هر چند که همه حرکتها و کارهای رسول با نوعی شلوغکاری همراه بود اما به وجه اساس و ریشه این نارضایتیها و دلخوریهای اهل هیئت بخاطر این شلوغکاریها نبود.
آنها از مرام و شخصیت رسول ناراحت بودند. آنها فکر میکردند که وجود و حضور چنین آدمی هیئت و جلسه عزاداری و توسل را از شور و اخلاص و صفا باز میدارد و حق هم در ظاهر با آنها بود، زیرا رسول آدمی قلدر و لات و لاابالی بود. او مردی بود که به فسق و زورگویی شهرت داشت. او یکی از قلدرهای شروری بود که مأمورهای کلانتریهای تهران از اینکه بخواهند با او برخوردی جدی داشته باشند بیم و هراس داشتند.
اما رسول ترک با تمام این گمراهیهایی که داشت یک صفت و خصلت نیکو وعجیبی نیز داشت. او دوست داشت در ماههای محرم در هر شکل و حالتی که هست در جلسه های سوگواری و روضه سرور آزادگان عالم حضرت حسین بن علی (ع) شرکت کند.

گاهی قبل از اینکه بخواهد به سوی جلسه روضها ی حرکت کند ابتدا دهانش را برای لحظاتی کوتاه زیر شیر آب میگرفت و به خیال خودش دهانش را به این شکل آب میکشید تا دیگر نجس نباشد و آنگاه به سوی هیئت و جلسه روضه ای به راه میافتاد.

رسول ترک آن شب نیز وارد هیئت شد.

 

 ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ ۱۳٩۱/٦/٧ ] [ ٩:۱۸ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

حتماً دانلود کنید از دستش ندید خیلی قشنگه

ماجرای توبه و بازگشت علی گندابی

 

 



[ ۱۳٩۱/٦/٧ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]
.: Changes of Weblog Themes By TATI :.
درباره وب

سلام خوش اومدین لطفاً اگه لینک دانلودی خراب بود در قسمت نظرات همون پست اعلام کنید تا اگه امکانش بود تصحیح بشه**
یا زهرا(س)
ـــــــــــــ
درباره من
موضوعات وب
خبرنامـه
مطلع شدن از آخرين بروزساني وب
امکانات وب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت

˙·٠●❤جــــوان عــــاشـق❤●٠·˙




آرشيو مطالب
رمان
شیعه در منابع اهل سنت
پیامبر اکرم فرمود:خلفاء بعد از من، 12 نفر هستند و همه‌شان از قریش هستند(1).

هر كس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلي مرده است(2)



پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله فرمود: امت من بر 73 گروه تقسیم می گردند: یك گروه آن در بهشت و 72 فرقه در دوزخ قرار خواهند گرفت.(3)


پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ هنگامي كه از حجه الوداع بر مي گشت در محلّي به نام غديرخم فرود آمدند و پس از حمد و ثناي خدا فرمود: «اي مردم نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و من در بين شما چيزي را مي گذارم كه بعد از آن گمراه نشويد كتاب خدا و سپس ايستاد و دست علي را گرفت و فرمود: اي مردم چه كسي اولي به شما از خودتان است؟ گفتند خداوند و رسولش بهتر مي داند. فرمود آيا من اولاي به شما از خودتان نيستم؟ گفتند چرا. فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه. پس هر كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست» (4)

1-صحیح بخاری جلد 8، صفحه 127، حدیث 7223 و صحیح مسلم، جلد 6، صفحه 3، حدیث 4598
2-اين حديث به عبارات گوناگون نزديك به 18 متن از علماي شيعه و سني كه همه از نظر مفهوم نزديكند نقل شده و علماي اهل سنت آن را متواتر ذكر كرده اند و ناقلان از اهل تسنن فقط 70 مورد مي باشد كه به عنوان نمونه بعضي نقل مي شود، 1ـ مسند ابو داوود، سليمان بن داوود (طيالسي)، م 204. 2ـ نقض العثمانيه نيز از اسكافي ص 11 و 12 و به نقل ازابن ابي الحديد، ج 13، ص 242. 3ـ مسند احمد بن حنبل، م 241، ج 2، ص 83 و 154 و ص 111، از ابن عمر و ص 296 از ابوهريره.
3- سنن ابی داود ج3 ص 198, مسند احمد, ج3, صص 145؛ سنن ابن ماجه, ج2, ص 364؛ مستدرك حاكم, ج1, ص 128؛ جامع الصغیر, ج1, ص 184, در المنثور, ج2, ص 284؛ صحیح ترمذی, ج5, ص 26, كتاب الإیمان

4- المستدرک علی الصحیحین، 3:118 و تمیمی بستی، محمد بن حبان، صحیح ابن حبان، 15:376، بیروت، موسسه الرساله، 1414 ق، و حنبلی مقدسی، محمد بن عبد الواحد، الأحادیث المختاره 2:105 و 106، مکه مکرمه، مکتبه النهضة الحدیثه، 1410 ق

با کلیک بر روی 1+ به "مذهبي دانلود" امتياز بدهيد