لوگو رحیم پور ازغدی

WebYar






ايـــــن آخريـــــا
لینک رفقا
پلاک 110 {بازدید}
کانال ترک گناه و خودسازی در تلگراماینستاگرام خودسازی
[ ۱۳٩۱/٥/۳۱ ] [ ٤:٤٢ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

در قرن هفتم، والی بحرین از نواصب و دشمنان سرسخت شیعه بود. وزیری داشت که از وی خبیث تر و بغضش به شیعه زیادتر بود. روزی وزیر ، اناری نزد حاکم آورد که بر آن نوشته شده بود:
لا اله الا الله . محمد رسول الله. ابوبکر و عمر و عثمان و علی خلفاءرسول الله. (!!!)
حاکم - هنگامی که به نوشته به دقت نگریست- پنداشت که این خطوط به قلم قدرت الهی، بر انار نگاشته شده و کار بشر نیست . به وزیر گفت: این نشانه ای است روشن و حجتی قوی بر باطل بودن مذهب رافضیان ( شیعیان).


وزیر پیشنهاد کرد که والی، علما و شخصیت های شیعی را جمع کند و انار را به آنان نشان دهد. اگر از مذهب تشیع دست برداشتند و مذهب اهل تسنن را پذیرفتند ، آنان را به حال خویش نهد و اگر امتناع کردند و از مذهب خویش دست برنداشتند، آنان را میان سه امر مخیر کند:
اول آن که جزیه دهند؛ چنان که نامسلمانان مانند یهود و نصاری جزیه می دهند؛
دوم، جوابی دهند که آن دلیل را رد کند و نوشته ی موجود بر انار را پاسخگو باشند ؛
سوم ، والی ، مردان شیعه را بکشد و زنان و فرزندانشان را به اسارت و اموالشان را به غنیمت بگیرد.
والی شخصیت های شیعه را احضار کرد و انار را نشان داد و آنان را میان سه کار فوق مخیر کرد. آنها سه روز از والی مهلت خواستند.
رجال و ریش سفیدان شیعه گرد آمدند و درباره ی رهایی از این مشکل با یکدیگر مذاکره کردند. پس از مشورت فراوان از افراد صالح، ده مرد را برگزیدند و از آن ده تن سه نفر را برگزیدند و قرار گذاشتند که هر شب یکی از آن سه تن به صحرا رود و به درگاه حضرت مهدی علیه السلام استغاثه کند تا از آن محنت رهایی یابند.
یکی از آنان شب اول بیرون رفت، ولی به دیدار امام مشرف نشد. به همین ترتیب نفر دوم نیز به نتیجه نرسید.


شب سوم، شیخ محمد بن عیسی دمستانی- که مردی فاضل و پرهیزگار بود- با پای و سر برهنه به صحرا رفت و ساعاتی از شب را به گریه و توسل و استغاثه به ساحت مقدس حضرت مهدی علیه السلام گذراند. در ساعات آخر شب حضرت صاحب الزمان علیه السلام حاضر شد و فرمود:
محمد بن عیسی! چرا تو را در این حالت می بینم؟ چرا به صحرا آمده ای؟
مرد از این که حاجت خود را به امام مهدی علیه السلام بگوید، امتناع ورزید. امام به وی فرمود:
من صاحب الأمرم. حاجت خود را بگو.
محمد بن عیسی عرض کرد: «اگر شما صاحب الأمرید ، ماجرای مرا می دانید و نیازی به شرح و بیان نیست». امام فرمود:
برای بلایی آمده ای که درباره ی انار و نوشته ی روی آن بر شما وارد آمده است.
وقتی محمد بن عیسی این مطلب را شنید، به سوی امام رفت و عرض کرد:
«آری ای مولای من! شما می دانید که چه بلایی بر سر ما فرود آمده است. و شما امام و پناه ما هستید و بر رفع ناراحتی ما قدرت دارید».
امام علیه السلام فرمود:
وزیر ملعون درختی در خانه دارد. وقتی درخت بار برداشت، قالبی از گل به شکل انار ساخت. آن را دو نیک کرد و کلمات را در قالب نوشت. آن گاه اناری از درخت را در قالب قرار داد و قالب را بر انار بست و محکم کرد. هنگامی که انار رشد کرد و بزرگ شد، پوستش به شکل آن نوشته درآمد .
فردا که پیش والی می روید، به وی بگویید: برای تو پاسخ آورده ایم، ولی پاسخ را در خانه ی وزیر می گوییم.
وقتی به خانه ی وی رفتید، به سمت راستت بنگر؛ اتاقی خواهی دید. به والی بگو: ما پاسخ تو را در آن اطاق خواهیم داد. وزیر جلوگیری می کند، ولی تو باید بر این عمل اصرار ورزی و مانع گردی که وزیر پیش از تو داخل اطاقک شود و خود همراه او داخل شوی. وقتی وارد شدی، طاقچه ای خواهی دید که کیسه ی سفیدی در آن است. به سوی کیسه رفته، آن را بردار. قالب گلی را می بینی که وزیر برای این حیله ساخته است. قالب را در برابر وزیر بگذار و انار را در آن بنه تا معلوم شود که انار به اندازه ی قالب است.
سپس حضرت مهدی علیه السلام فرمود:
ای محمد بن عیسی ، به والی بگو ما را معجزه ی دیگری است و آن این که در این انار جز خاکستر و دود چیزی نیست . اگر می خواهی ، درستی این خبر را بدانی به وزیر امر کن آن را بشکند. وقتی وزیر آن را بشکند، خاکستر و دود بر چهره و ریش او خواهد نشست.


ملاقات پایان پذیرفت و محمد بن عیسی برگشت در حالی که شادی و سرور او را فراگرفته بود. به سوی شیعیان برگشت تا آنان را به حل مشکل بشارت دهد.
صبح شد، شیعیان نزد والی رفتند. محمد بن عیسی هر چه حضرت فرموده بود، انجام داد. پس از رسوا شدن وزیر، والی پرسید:« چه کسی تو را از حقیقت این جریان آگاه ساخت؟»
محمد بن عیسی گفت: « امام زمان و حجت خدا بر ما». والی پرسید: «امام شما کیست؟»
محمد بن عیسی برایش از ائمه ی دوازده گانه علیهم السلام سخن گفت تا به حضرت مهدی علیه السلام رسید.
والی گفت:« دستت را دراز کن. من شهادت می دهم که حز الله خدایی نیست و محمد صل الله علیه و اله و سلم بنده و فرستاده ی او است و خلیفه ی بلافصل وی امیرالمؤمنین علی علیه السلام است. آن گاه به ائمه ی طاهرین علیهم السلام اقرار کرد و به کشتن وزیر فرمان داد و از اهل بحرین، پوزش طلبید. (1)
این ماجرا نزد اهالی بحرین مشهور است و قبر محمد بن عیسی در بحرین معروف و زیارتگاه مردم است.

پی نوشت :

1. بحارالانوار، ج 52، صص 180-178.

منبع: کتاب باز شناختی از یوسف زهرا علیه السلام



[ ۱۳٩۱/٥/٢٢ ] [ ٧:٢٧ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

iQuran

Ramadan moon

نرم افزار قرآن اندروید iQuran یکی از بهترین ابزار برای خواندن و گوش دادن به تلاوت آیات قرآن مجید می باشد. ترجمه فارسی ( توسط آیت الله مکارم شیرازی ) و همچنین تلاوت سوره ها به صورت آیه به آیه توسط قاریان برتر از ویژگی های این نرم افزار می باشد. از دیگر ویژگی های می توان به موارد زیر اشاره کرد :

 

- فهرست کامل سوره ها بر اساس حزب و جزء
- امکان ارسال آیه ها به صورت SMS یا ایمیل
- امکانات ویژه صوتی برای حفظ کردن آیه ها
- و …

 

- اگر از نسخه های قبلی استفاده میکنید قبل از نصب این نسخه آن را پاک کنید.
- پوشه iQuran را از مموری کارت حذف کنید.
- پس از نصب نرم افزار اصلی آن را اجرا نمایید.
- فایل صدا را دانلود کنید و پوشه موجود را در مسیر زیر کپی نمایید :
SDCardiQuran
- فایل ترجمه فارسی ( meta.dat ) را دانلود کنید و در مسیر زیر کپی نمایید :
SDCard/iQuran/meta3
- جهت انتخاب ترجمه فارسی در منو ترجمه ها "mohsin khan" را انتخاب نمایید.
- در صورت مشکل در عدم اجرا ترجمه فارسی گوشی را یکبار Restart کنید.

 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d7/Android_robot.svg/100px-Android_robot.svg.png


با این نرم افزار می توانید به اوقات شرعی شهر و یا هر کجا که هستید از طریق مکان یاب دستگاه و یا انتخاب از بین شهر ها در برنامه دسترسی داشته باشید ، دعای روز ماه رمضان را بخوانید و با استفاده از ذکر شمار برنامه ، ذکر خود را بگویید و آن را برای ادامه ذخیره کنید.

 

برنامه قابلیت پخش آلارم و اذان را دارا می باشد که در صورت تمایل می توانید آن ها را فعال یا غیر فعال کنید. همچنین امکان پخش دعای ربنا قبل از افطار نیز در برنامه تعبیه شده است که حال و هوای خاص خود را دارد.- محاسبه و نمایش اوقات شرعی
- پخش اذان
- آلارم بیدار باش سحر
- پخش دعای ربنا
- نمایش ادعیه ماه مبارک رمضان
- ذکر شمار
- تشخیص و محاسبه اوقات شرعی توسط مکان یاب ماهواره ای
- نمایش دعای روز توسط ویدجت برنامه

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d7/Android_robot.svg/100px-Android_robot.svg.png 

 دانلود مستقیم

دانلود مستقیم

دانلود - با حجم 26.3 مگابایت ( نرم افزار اصلی )

دانلود - با حجم 18.2 مگابایت ( ترجمه فارسی )

دانلود - با حجم 1.6 گیگابایت ( صدای قاری عبد الباسط ) 

 

دانلود - با حجم 4.41 مگابایت

رمز فایل: www.ir-tci.org

رمز فایل: www.ir-tci.org 

 



[ ۱۳٩۱/٥/۱٥ ] [ ۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

Touch Quran

Al Qur’an

Muslim Qibla برنامه قبله نما

امکانات این نرم افزار :

- نمایش قرآن با خوشنویسی.
-  ترجمه ۶۸ آیه قرآن به ۳۰ زبان.
- رابط کاربری زیبای ویندوز ۷٫
- قابلیت اضافه کردن آیه ها به لیست علاقمندی ها .
- نمایش فونت به سه اندازه متفاوت.
- حرکت آسان در صفحات قرآن.
- نمایش آیه ها به همراه ترجمه.

نرم افزار قرآن ترجمه شده به زبان فارسی با قابلیت های تغییر اندازه صفحه و فونت ها ، ذخیره آخرین صفحه بازدید شده برای مراجعه بعدی ، جستجو پیرامون کلمات مورد نظر قرآن همراه با پشتیبانی صوتی و با قابلیت استفاده از ترتیل همزمان با متن

نصب بروی تمام دستگاههای دارای سیستم عامل ویندوز فون

- این برنامه قابلیت استفاده از سنسورها و GPS رو برای پیدا کردن مکه را دارد
- دارای دو حالت جهت نما

 

دانلود غیر مستقیم

دانلود مستقیم

دانلود غیرمستقیم

دانلود مستقیم

 دانلود مستقیم

دانلود - با حجم 3.45 مگابایت

دانلود - با حجم 3.45 مگابایت

دانلود - با حجم 4.37 مگابایت

دانلود - با حجم 4.37 مگابایت

 دانلود - با حجم 2.1 مگابایت

برای نصب فایل های .Xap می بایست دستگاه شما آنلاک شده باشد و از نرم افزار Tom XAP Installer استفاده نمایید.

رمز فایل: www.ir-tci.org



[ ۱۳٩۱/٥/۱٥ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا
میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش
امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند و او را بدینگونه سیر نمایند...
بعد از 70 سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید،
بگذارید امتحانش کنیم آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که
گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه بت پرستی
که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، بت پرست 3 قرص نان به او
داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.
سگ نگهبان خانه بت پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت...
مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه
دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او
انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه
دهد.
مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی
حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟
سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم،
شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش
ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم...
تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی
عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع
گرسنگی ات به در خانه یک بت پرست آمدی و طلب نان کردی...مرد با شنیدن این
سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد...

منبع:احساسات یک دختر چادری



[ ۱۳٩۱/٥/۱٠ ] [ ٧:٠۸ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

جایی نوشته بود :

بدجوری زخمی شده بود

رفتم بالای سرش

نفس نفس می زد

بهش گفتم زنده ای ؟

گفت: هنوز نه!

خشکم زد

تازه فهمیدم چقدر دنیامون با هم فرق داره

اون زنده بودن رو توی شهادت می دید و من ...


منبع:((( بدون سانسور )))



[ ۱۳٩۱/٥/۱٠ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]

دخترک 8 ساله بود، اهل کرمان. موقع بازی در کوچه بود که با اتومبیلی تصادف کرد. ضربه آنقدر شدید بود که به حالت کما و اغما رفت. حال زهرا هر روز بدتر از روز قبل می شد. مادرش دیگر نا امید شده بود.  دکترها هم جوابش کرده بودند.

دکتر معالجش -دکتر سعیدی، رزیدنت مغز و اعصاب-  می گوید: زهرا وقتی به بیمارستان اعزام شد ضربه شدیدی به مغزش وارد شده بود. برای همین هم نمی توانستیم هیچگونه عملی روی او انجام دهیم. احتمال خوب شدنش خیلی ضعیف بود.در بخش مراقبتهای ویژه، پیرزنی چند هفته ای است که بر بالین نوه اش با نومیدی دست به دعا برداشته است.

این ایام مصادف بود با سفر رهبر انقلاب به استان کرمان. ولی حیف که زهرا با مادربزرگش نمی توانستند به استقبال و زیارت آقا بروند. اگر این اتفاق نمی افتاد، حتماً زهرا و مادر بزرگش هم به دیدار آقا می رفتند، اما حیف ....

خود مادر بزرگ ماجرا را اینطور تعریف می کند: وقتی آقا آمدند کرمان، خیلی دلم می خواست نزد ایشان بروم و بگویم: آقاجان! یک حبه قند یا ... را بدهید تا به دختر بیمارم بدهم، شاید نور ولایت، معجزه ای کند و فرزندم چشمانش را باز کند.

مثل کسی که منتظر است دکتری از دیار دیگری بیاید و نسخه شفا بخشی بپیچد همه اش می گفتم: خدایا! چرا این سعادت را ندارم که از دست رهبر انقلاب، سید بزرگوار چیزی را دریافت کنم که شفای بیمارم را در پی داشته باشد. مادربزرگ ادامه می دهد: آن شب ساعت11 بود. نزدیک درب اورژانس که رسیدم، مامور بیمارستان گفت: رهبر تشریف آورده اند اینجا. گفتم: فکر نمی کنم، اگر خبری بود سر و صدایی، استقبالی یا عکس العملی انجام می شد؛ اما ناگهان به دلم افتاد، نکند که راست بگوید. به طرف اورژانس دویدم، نه پرواز کردم. وقتی رسیدم، دیدم راست است. آقا اینجاست. و من در یک قدمی آقا هستم. با گریه به افرادی که اطراف آقا بودند گفتم: می خواهم آقا را ببینم. گفتند: صبر کن، وقتی آقا از این اتاق بیرون آمدند، می توانی آقا را ببینی. وقتی رهبر بیرون آمدند، جلو رفتم. از هیجان می لرزیدم. اشک جلوی دیدگانم را گرفته بود و قدرت حرف زدن نداشتم. عاقبت زبان در دهانم چرخید و گفتم: آقا! دختر هشت ساله ام تصادف کرده و در کما است. نامش زهرا است. ترا به جان مادرت زهرا(س) یک چیزی به عنوان تبرک بدهید که به بچه ام بدهم تا شفا پیدا کند. آقا بدون تأمل چفیه اش را از شانه برداشت و توی دستهای لرزان من گذاشت. داشتم بال در می آوردم. سراسیمه برگشتم و بدون هیچ درنگ و صحبتی فوراً چفیه متبرک آقا را روی چشمان و دست و صورت زهرا مالیدم و ناگهان دیدم زهرا یکی از چشمانش را باز کرد. حال عجیبی داشتم. روحم در پرواز بود و جسمم در تلاش برای بهبودی فرزندم که تا دقایقی پیش، از سلامت وی قطع امید کرده بودیم. ساعت 2 بعد از ظهر آن روز، زهرا هر دو چشمش را کاملاً باز کرد و روز بعد هم به بخش منتقل شد و فردایش هم مرخص گردید.

زهرای کوچک حالا یک یاد گاری دارد که خود می گوید: آن را با هیچ چیز عوض نمی کنم. او می گوید: این چفیه مال خودم است. آقا به من داده، خودم از روی حرم حضرت علی(ع) برداشتم . مادر بزرگ نیز می گوید: از آن روز تاکنون فقط یک آرزو دارم. آن هم این است که با زهرا به زیارت آقا بروم.

تخلیص از نشریه داخلی لشکر 41 ثارالله

 



[ ۱۳٩۱/٥/٧ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ تاتی ]
.: Changes of Weblog Themes By TATI :.
درباره وب

سلام خوش اومدین لطفاً اگه لینک دانلودی خراب بود در قسمت نظرات همون پست اعلام کنید تا اگه امکانش بود تصحیح بشه**
یا زهرا(س)
ـــــــــــــ
درباره من
موضوعات وب
خبرنامـه
مطلع شدن از آخرين بروزساني وب
امکانات وب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت

˙·٠●❤جــــوان عــــاشـق❤●٠·˙




آرشيو مطالب
رمان
شیعه در منابع اهل سنت
پیامبر اکرم فرمود:خلفاء بعد از من، 12 نفر هستند و همه‌شان از قریش هستند(1).

هر كس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلي مرده است(2)



پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله فرمود: امت من بر 73 گروه تقسیم می گردند: یك گروه آن در بهشت و 72 فرقه در دوزخ قرار خواهند گرفت.(3)


پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ هنگامي كه از حجه الوداع بر مي گشت در محلّي به نام غديرخم فرود آمدند و پس از حمد و ثناي خدا فرمود: «اي مردم نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و من در بين شما چيزي را مي گذارم كه بعد از آن گمراه نشويد كتاب خدا و سپس ايستاد و دست علي را گرفت و فرمود: اي مردم چه كسي اولي به شما از خودتان است؟ گفتند خداوند و رسولش بهتر مي داند. فرمود آيا من اولاي به شما از خودتان نيستم؟ گفتند چرا. فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه. پس هر كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست» (4)

1-صحیح بخاری جلد 8، صفحه 127، حدیث 7223 و صحیح مسلم، جلد 6، صفحه 3، حدیث 4598
2-اين حديث به عبارات گوناگون نزديك به 18 متن از علماي شيعه و سني كه همه از نظر مفهوم نزديكند نقل شده و علماي اهل سنت آن را متواتر ذكر كرده اند و ناقلان از اهل تسنن فقط 70 مورد مي باشد كه به عنوان نمونه بعضي نقل مي شود، 1ـ مسند ابو داوود، سليمان بن داوود (طيالسي)، م 204. 2ـ نقض العثمانيه نيز از اسكافي ص 11 و 12 و به نقل ازابن ابي الحديد، ج 13، ص 242. 3ـ مسند احمد بن حنبل، م 241، ج 2، ص 83 و 154 و ص 111، از ابن عمر و ص 296 از ابوهريره.
3- سنن ابی داود ج3 ص 198, مسند احمد, ج3, صص 145؛ سنن ابن ماجه, ج2, ص 364؛ مستدرك حاكم, ج1, ص 128؛ جامع الصغیر, ج1, ص 184, در المنثور, ج2, ص 284؛ صحیح ترمذی, ج5, ص 26, كتاب الإیمان

4- المستدرک علی الصحیحین، 3:118 و تمیمی بستی، محمد بن حبان، صحیح ابن حبان، 15:376، بیروت، موسسه الرساله، 1414 ق، و حنبلی مقدسی، محمد بن عبد الواحد، الأحادیث المختاره 2:105 و 106، مکه مکرمه، مکتبه النهضة الحدیثه، 1410 ق

با کلیک بر روی 1+ به "مذهبي دانلود" امتياز بدهيد